تبليغاتX
آیدین یارین - تهاجم جدید علیه تبریز

 را در مشروطه کم رنگ نمايد و با اين ادعا که برخي روحانيون در شهرهاي ديگر از جان و دل براي مشروطه کوشيدند ولي در تبريز هر که قطار فشنگي به خود بست، مجاهد شد؛ بسته به وضعيت اجتماعي و باورهاي مردم، از تقدس روحانيت براي ابراز سو نيت هاي قومي و باستان گرايي خود بهره مند گردند. چرا که در نظر ايشان شايد  تبريز و اهالي آن نبايد در تاريخ ماندگار شوند.

اين آقايان شاد نمي دانند که در تبريز هر چه شد و هر مقاومتي انجام پذيرفت؛ به دليل فتوي مراجع تقليد نجف بود.

زماني که ايادي استبداد مجاهدين را اشرا ر مي خواندند، ستارخان کبير جواب مي داد که من به حکم علما هستم. به عبارتي فتاوي مراجع براي ستارخان و همشهري هايش ارجح تر از حکم حکومتي استبداد بود. حال رو در رو قرار دادن اين دو امر از نظر تاريخي صحيح به نظر نمي رسد. کسي منکر نقش بزرگ و اول روحانيت در اين مساله نيست.

در شهرهاي ديگر هم حرکاتي شد ولي مقاومت 11 ماهه تبريز در برابر همه ارتش آن زمان را نبايد فراموش نماييم. محمد باقر ويجويه اي مي نويسد:

« در ساير شهرهاي ايران، همه به استراحت مشغول و نمي دانند که در تبريز در مدت هفتاد روز و شب چه هنگامه است، و اهالي چه قسم زندگاني دارند، و چه قيامت است... »

شهر تبريز آن زمان را مي توان يک شهر جنگ زده دانست. آيا رفتار تاريخي ما با همه  شهرهاي جنگ زده چنين بي مهر خواهد بود؟

آري يک فرد عادي در يک شهر جنگ زده که آن را ترک نکرده است، برتر از فردي است که تفنگ در دست، در يک شهر بدون جنگ زندگي مي کند.

اين عزيزان کمی بیشتر کتاب بخوانند و از مصائبی که در آن 11 ماه بر سر تبريزيان رفت، اگاهی های بيشتری کسب نمايند.

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 12:4 توسط آیدین یارین |